
از دور اصغر را دید. مثل شیری که میغرد، جلو میآمد، توی بی سیم صدا زد: همت، همت…همت، همت… صدای اصغر از توی بیسیم بلند شد: چنگیزی منم! بگو دقیقاً کدوم سمت هستی؟ چنگیزی جواب داد….
از دور اصغر را دید. مثل شیری که میغرد، جلو میآمد، توی بی سیم صدا زد: همت، همت…همت، همت… صدای اصغر از توی بیسیم بلند شد: چنگیزی منم! بگو دقیقاً کدوم سمت هستی؟ چنگیزی جواب داد….