
آن روزها وقتی از جلو هر مغازهدار دزفولی که زیر تهدید موشکها مشغول کاسبی خود بود، گذر میکردی، همواره این جمله را میشنیدی: صدام نامرد دیشب سهمیهمان را نداد. کسی نیست به صدام بگوید که شب شد چرا خبری از موشک نیست؟
آن روزها وقتی از جلو هر مغازهدار دزفولی که زیر تهدید موشکها مشغول کاسبی خود بود، گذر میکردی، همواره این جمله را میشنیدی: صدام نامرد دیشب سهمیهمان را نداد. کسی نیست به صدام بگوید که شب شد چرا خبری از موشک نیست؟