
چگونه ممکن است شاعری با خود چاقو حمل کند وقتی در ذات شعر، گفتوگوی عمیق و اصیل شاعر با انسانهای دیگر، با طبیعت و با آسمان وستاره و درخت و رودخانه نهفته است؟
چگونه ممکن است شاعری با خود چاقو حمل کند وقتی در ذات شعر، گفتوگوی عمیق و اصیل شاعر با انسانهای دیگر، با طبیعت و با آسمان وستاره و درخت و رودخانه نهفته است؟